در سالگرد خاموشی گوینده:
" اگه تو بر خیزی، اگه من بر خیزم ، همه بر می خیزند "
 

 

مرگ برگ

حمید مصدق

در اوج شادمانی
در قله ی غرور
در بهترین دقایق این عمر نا به پای
در لذت نوازش برگ و نسیم صبح
در لحظه ی نهایت نسیان رنج ها
در لحظه ای که ذهن وی از یاد برده است
خوف تگرگ را
کز شاخسار باغ جدا کرده برگ را
نا گاه
غرنده تر ز  رعد و شتابنده تر ز برق
احساس می کند
چون پتک جانگدازی،
این پیک مرگ را